MetallicA |
|
سلام. ممنوون از همتوون MAMA SAID آنچه مادر گفت
Mama, she has taught me well مادرم به خوبی به من آموخت Told me when I was young آن هنگام که جوانی بیش بودم به من گفت Son, your life's an open book پسرم زندگی مثه یک کتاب گشوده است Don't close it 'fore it's done نا تمام رهایش نکن The brightest flame burns quickest آتش تند زودتر خاکستر میشود و فروکش می کند That's what I heard her say این است آنچه از او شنیده ام A son's heart's owed to mother قلب یک پسر همیشه پیش مادر است But I must find my way ولی من باید راهم را بیابم
قلبم را رها کن Let your son grow بگذار پسرت بزگ شود Mama, let my heart go مادر قلبم را رها کن Or let this heart be still یا بگذار این قلب ساکت وآرام باقی بماند
یاغی.نام خانوادگی تازهء من است Wild blood in my veins خون وحشی در رگهایم Apron strings around my neck و ریسمانی به دور گردنم است The mark that still remains نشانی که هنوز باقی مانده I left home at an early age این است که خانه را در سن کمی ترک کردم Of what I heard is wrong از آنچه به اشتباه شنیدم I never asked forgiveness هرگز طلب بخشایش نکردم But what is said is done ولی هرچه گفته شد را انجام دادم
قلبم را رها کن Let your son grow بگذار پسرت بزگ شود Mama, let my heart go مادر قلبم را رها کن Or let this heart be still یا بگذار این قلب ساکت وآرام باقی بماند
هرگز چیزی از تو نخواستم But never I gave اما هیچوقت هم چیزی ندادم But you gave me your emptiness اما تو پوچی خود را به من بخشیدی I now take to my grave و اینک من آن را با خود به گور میبرم Never I ask of you هرگز چیزی از تو نخواستم But never I gave اما هیچوقت هم چیزی ندادم But you gave me your emptiness اما تو پوچی خود را به من بخشیدی I now take to my grave و اینک من آن را با خود به گور میبرم So let this heart be still پس بگذار این قلب آرام بماند
مادر اکنون به خانه می آیم ولی من آن کسی نیستم که تو برای او آرزوها داشتی عشق یک مادر به پسرش گویاست.پس کمکم کن که باشم آره من عشقت وهرچه به من گفتی را بدیهی می دانستم به آغوشت برای خوشامدگویی نیازمندم
Let my heart go قلبم را رها کن بگذار پسرت بزگ شود مادر قلبم را رها کن
Let my heart go قلبم را رها کن بگذار پسرت بزگ شود مادر قلبم را رها کن
هرگز چیزی از تو نخواستم اما هیچوقت هم چیزی ندادم اما تو پوچی خود را به من بخشیدی و اینک من آن را با خود به گور میبرم هرگز چیزی از تو نخواستم اما هیچوقت هم چیزی ندادم اما تو پوچی خود را به من بخشیدی و اینک من آن را با خود به گور میبرم پس بگذار این قلب آرام بماند
+نوشته شده دردوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 12:10 توسط ShaYaN TAMA...MetallicA | |
ShaYaN TAMA پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين هفته چهارم فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 پيوندها طراح قالب |